خبرنمایشگاهمصاحبهنمایشگاهاطلاعیه
ایران‌فارما؛ بازارگاهی ارزشمند
۲۸ شهریور ۱۴۰۵فرخ ده بزرگی
ایران‌فارما؛ بازارگاهی ارزشمند

ایران فارما ؛ بازارگاهی ارزشمند

دکتر محمدرضا زرگرزاده

مدیرعامل شرکت داروسازی حکیم ، عضو هیئت مدیره انجمن علمی داروسازان ایران 

هر بار که از بازار تجریش یا بازار بزرگ تهران رد می‌شوم، به این فکر می‌کنم که این شکل از داد و ستد چند هزار سال است تغییر نکرده است. آدم‌ها در جایی معلوم و در زمانی معلوم جمع می‌شوند، کالا رد و بدل می‌کنند، اما آنچه واقعاً میانشان مبادله می‌شود چیزی بیش از کالاست؛ خبر، اعتماد، ارزش و شناختی که با هیچ جایگزین دیگری امکان انتقال آن نیست. بازارگاه پیش از آنکه سازوکاری اقتصادی باشد، یک نهاد اجتماعی است.

کاوش‌های باستان‌شناسی در آناتولی، بین‌النهرین و فلات ایران نشان می‌دهد که مبادله‌ی سازمان‌یافته همزاد شهرنشینی است. شهر و بازارگاه با هم متولد شده‌اند و هیچ‌کدام بدون دیگری معنا نداشته است. بازارگاه مکانی واقعی است که آدم‌ها در آن چهره به چهره می‌شوند و تحولات بزرگ اقتصادی در بازار انتزاعی به تنهایی روی نمیدهند  بلکه در همین مکان‌های واقعی رخ داده‌اند.

دانشمندان علم اقتصاد معتقدند تصمیم اقتصادی در خلأ گرفته نمی‌شود، در شبکه‌ای از روابط، اعتماد و اعتبار گرفته می‌شود. و هر کسی که در جایگاه تولید با یک تأمین‌کننده‌ی جدید کار کرده باشد، می‌داند این حرف تا چه اندازه عملی است و تا چه اندازه نظری نیست. ایجاد این شبکه خودش هزینه دارد؛ هزینه‌ی پیدا کردن طرف مقابل، هزینه‌ی چانه‌زنی و هزینه‌ی اطمینان از اینکه تعهد اجرا می‌شود. بازارگاهها چیزی جز کارآمدترین فناوری تاریخی بشر برای کاهش این هزینه‌ های مبادله نیست؛ در یک بازه‌ی فشرده‌ی چندروزه، انبوهی از عرضه‌کننده، خریدار، تأمین‌کننده و رگولاتور را در یک نقطه جمع می‌کند و کاری را که ماه‌ها مکاتبه انجام نمی‌دهد، در چند ساعت پیش می‌برد.

مشکل اصلی بازارهای سنتی کمبود کالا نیست، نامتقارن بودن اطلاعات است. خریدار نمی‌داند فروشنده چه می‌داند و برعکس. بازارگاه سازوکار اجتماعی برای ترمیم همین شکاف است. چیزی که امروز در قالب نمایشگاه‌ها و رویدادهای تخصصی بازتولید می‌شود، سرریز دانش میان بنگاه‌های متعامل است منتها فشرده‌تر و آگاهانه‌تر.

زنجیره‌ی ارزش دارو بصورت غیرعادی خیلی بلند است. از ماده‌ی اولیه و اکسیپیان شروع می‌شود، از ماشین‌آلات و تجهیزات و بسته‌بندی و آزمایشگاه کنترل کیفیت می‌گذرد و تا توزیع و قفسه‌ی داروخانه ادامه پیدا می‌کند. هر حلقه ی آن ذی‌نفعان خودش، مقررات خودش و رگولاتوری خودش را دارد. روی این ساختار سه ویژگی دیگر هم سوار است: شدت و جدیت بالای قوانین بالادستی، وابستگی جدی به تأمین بین‌المللی و حساسیت اجتماعی و امنیتی. دارو در نهایت کالای سلامت است نه کالای تجاری صرف. فلذا پراکندگی اطلاعات میان تولیدکننده، تأمین‌کننده، رگولاتور و سیاست‌گذار خودش به یکی از علل اصلی ناکارآمدی و بالا رفتن قیمت تمام‌شده تبدیل شده است.

به همین دلیل معتقدم برپا کردن یک رویداد و بازارگاه تخصصی برای محصولات دارویی و صنایع وابسته، یک اقدام تجاری یا تبلیغاتی نیست. ساختن یک نهاد اطلاعاتی و چانه‌زنی برای کل اکوسیستم است و اثرش پیش از آنکه به فروش برسد، به سیاست‌گذاری می‌رسد. این اقدام همواره مورد توجه بازیگران مختلف اکوسیستم دارویی بوده و هست ولی شاید بزرگترین نماد این رویداد در کشورمان را باید در ایران فارما بیابیم.

نخستین تأثیر این بازارگاه بزرگ، شفاف شدن تصویر برای حاکمیت است. نمایندگان مجلس ، وزارتهای بهداشت ، صمت ، اقتصاد ، نیرو ، بانک مرکزی ، برنامه و بودجه ، سازمانهای نظارتی و قضایی همه و همه در فضای یک رویداد واقعی، ظرفیت‌های موجود تولید داخل، خلأهای فناورانه و گلوگاه‌های تأمین را با چشم خودشان می‌بینند؛ تصویری که در گزارش‌های مکتوب و جلسات پراکنده هرگز با این دقت شکل نمی‌گیرد.

اثر دوم به برنامه های توسعه پنجساله و بودجه گذاری سالیانه کشور، سازمان برنامه و بودجه و مجلس شورای اسلامی برمی‌گردد. تخصیص اعتبار سلامت، یارانه‌ی دارویار، وضعیت صندوقهای بیمه و حمایت از سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نو، همه به شواهد میدانی درباره‌ی بازده سرمایه‌گذاری در این صنعت نیاز دارند. بازارگاه همین شواهد را از حالت ادعای یک بخش خارج می‌کند و به داده‌ای قابل مشاهده تبدیل می‌کند؛ و تفاوت این دو در جلسات تکراری و مباحثات مکرر کم نیست.

اثر سوم گرچه کمتر دیده می‌شود ولی شاید مهم‌ترین باشد و به دولت و بانک مرکزی مربوط است. مرجعی که درباره‌ی تخصیص ارز و اولویت‌بندی آن تصمیم می‌گیرد، در چنین فضایی می‌تواند نسبت واقعی واردات مواد اولیه به تولید داخلی، توان جایگزینی واردات و ظرفیت صادراتی صنعت را مستقیم ارزیابی کند. این ارزیابی بی‌واسطه است و تجربه نشان داده که تصویر بی‌واسطه، سرنوشت رتبه‌بندی ارزی یک صنعت را عوض می‌کند. آیا در شرایط بحران ، صنعت دارو مارا سرپا نگه میدارد یا واردات خودرو و موبایل و ...؟؟

اما اثر چهارم از همه ماندگارتر است و به تغییر ذهنیت سیاست‌گذار مربوط می‌شود. دارو سال‌هاست در ادبیات بودجه‌ای کشور به عنوان یک «قلم هزینه» فهمیده می‌شود. یک بازارگاه خوب، با نشان دادن عمق فناوری، اشتغال تخصصی و توان ارزآوری این صنعت، می‌تواند آن را به «صنعت دانش‌بنیان امنیت‌ساز» بازتعریف کند. این بازتعریف نه با نامه‌نگاری اتفاق می‌افتد و نه با سخنرانی؛ با دیده شدن اتفاق می‌افتد.

بازارگاه‌ها هزاران سال است که علاوه بر کالا، اعتماد و اطلاعات و مشروعیت را هم مبادله می‌کنند. اکوسیستم دارویی ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری، به مکانی برای مبادله‌ی این سه نیاز دارد. ایران فارما رویدادی است که سالانه میکوشد این تبادل را به بهترین شکل خود به نمایش بگذارد. باشد که مؤثرتر و قویتر دیده شود.